سوالات متنوع

فرستنده :دشمن
پرسش : : فرقه بهایی دین نیست شما چطور خودتونو به اسلام میچسبونید خدا شما رو هدایت کنه اگه شما راست میقید چرا رفتید تو اغوش اسراییل که دشمن اسلام
اسلام دینی است برایه تمام زمانها مگه اسلام برنامه کامپیوتریه که اپدیت نیاز داشته باشه  و در اخر چرا رهبر اول شما که فرقه رو بنیان گذاشت  گفت که من خدا هستم خدا که اعدام بشه خدا نیست شاگرد شیطانه
دشمن محترم
گرچه ما تنها چیزی را که دشمن میشماریم "نادانی" است ولی چون خود را با این نام نامیده اید ناگزیر آنرا بکار بردیم
ما همانقدر خود را به اسلام میچسبانیم که شما خود را به مسیحیت میچسبانید ولی این شما هستید که اصرار دارید با فرقه خواندن دیانت بهائی آنرا جزئی از اسلام بدانید
تعریف شما از دین چیست که اعتقاد ما در آن نمی گنجد و چه چیز دین بودن اسلام را به شما اثبات کرده است که آنرا در دیانت بهائی نمی بینید؟
حضرت بهاءالله را دولت ایران و عثمانی پس از تبعیدهای پیاپی عاقبت به عکا سرگون نمودند و ایشان در آن شهر از عالم رفتند  و سالها بعد در آنجا دولت اسرائیل تأسیس شد آیا شما در سرزمین اسرائیل اماکن مقدسه ندارید
آیا داشتن زیارتگاه در کشوری به منزله وابستگی به آن کشور است آیا وجود مراقد ائمه شیعه در عراق به معنی وابستگی شیعیان به رژیم صدام حسین بود؟
هیچ دینی برای همه زمانها نیست و نا کارآمدی و نیاز به تغییر احکام ادیان گذشته و بالاخص اسلام اکنون برکسی پوشیده نیست کافیست کمی چشمان خود را بگشائید و بدور از تعصب به جوامع اطراف خود نظر کنید
اگر سخن گفتن بیواسطه از جانب خداوند به منزله خدا بودن گوینده است پس احتمالا گمان میکنید شعله درختی که در کوه  طور حضرت موسی را مورد خطاب قرار داد و گفت " ای موسی من خدا هستم" خود خدا بوده است و اگر چنین تصوری دارید پس انسان که مخلوقی شریف تر از درخت است بیش از آن شایستۀ خدا بودن است و نباید از نظر شما اشکالی داشته باشد. البته هم فکران شما در گذشته حلاج را نیز به همین اتهام بقول شما اعدام نمودند
هشیار باشید و قبل از تحقیق و مطالعه در مورد هیچ فرد و گروهی پیشداوری ننمائید
مؤید باشید
دوست حقیقی شما

shoma khodetono chasbondin be eslam in bahaolahe shoma ie roz goft  man khodam ye roz goft man nayebe emam zamanam akharesh kasi nafahmid ishon chi hastand
esraeel doshmane eslame shoma ham ke raftid to bagaleshon yani ba onha dasteton to ye kasast
mage eslam barname kampioteri ke shoma apdeitesh kardid be soale man javab bede
esraeel ba erag farg dare esraeel az shoma hemayat mikone ta eslame nabe mahamadi ro az bein bebare

 
دوست عزیز
لطفا کمی با دقت پاسخهائی را که خدمتتان ارسال میگردد مطالعه نمائید
اگر علاقمند به یافتن حقیقتید منابع اطلاعات خود را محدود به یک جانب نکنید و تهمتها و اکاذیب معاندین بی انصاف را واقعیت نپندارید . تا زمانی که شما تحقیق در مورد دیانت بهائی را تنها به استناد ردیه ها ادامه دهید چیز بیشتری غیر از این افترائات که گفتید نخواهید فهمید
حضرت بهاءالله هیچگاه خود را نایب امام یا امام ننامیدند و آنچه که دعوی خدائی میخوانید نقل قول بیواسطه از حق است چنانچه در مثال شعلۀ درخت که در کوه طور موسی را خطاب کرد و گفت" ای موسی من خدا هستم" خدمت شما توضیح داده شد
و آنچه شما از آن تعبیر به چسبیدن به اسلام میکنید ناشی از وحدت اساس ادیان  و وجود ریشه های مشترک است. به همان میزان که دیانت حضرت مسیح ریشه در آئین یهود دارد دیانت بهائی هم دارای مشترکاتی با اسلام است.  بعلاوه بسیاری از امور که در جامعه به اسلام منسوب میگردد حاصل تلاش متفکرین و مصلحین این سرزمین در طی قرنهاست و فی المثل عرفان اسلامی یا فلسفه اسلامی بیش از آن که ریشه در قرآن داشته باشد از نبوغ دانشمندان این قرون نشأت گرفته بنابر این هر تفکری که در این سرزمین زاده شود بی تردید زحمات گذشتگان را نادیده نخواهد گرفت و از پایه های عقلی و روحانی که ایشان نهاده اند برای هدایت آیندگان بهره خواهد برد 
کلماتی که برای بیان ارتباط بهائیان با اسرائیل بکاربردید بسیار غیر منصفانه و بدور از واقعیت است . بهائیان هیچگاه دست در هیچ توطئه ای علیه هیچ گروهی نداشته اند و با هیچ روش ترویجی که بر پایه تزویر یا خشونت باشد سر سازگاری ندارند . گرچه همواره از طرف مسلمانان متعصب مورد آزار و خشونت بوده اند هیچگاه به مقابله به مثل فکر نمیکنند ، زیرا همانگونه که خدمتتان عرض گردید ما تنها دشمن خود را "نادانی" میدانیم و نه مردم نادان. پس کمی در لحن خود تجدید نظر نمائید و فریب کسانی را که مذهب ابزار حفظ قدرتشان است نخورید
شما میدانید که زیارتگاهها و مراقد مقدسه بهائی در خاک فلسطین بوده که بعدها به اسرائیل تبدیل گردیده  و مرکز اداری جامعه جهانی نیز در کنار این مراقد شکل گرفته،. آیا انتخاب این محل به منزله همکاری با دولت اسرائیل برای سرکوبی مسلمانان است؟ دراعتقاد اسلامی  تهمت ناروا عمل بسیار ناپسندی است و مستوجب کیفر اخروی، مراقب باشید استناد کافی برای مطالبی که میفرمائید داشته باشید تا خدای ناکرده به معصیت نیفتید. بهائیان برای همه جهان و پیروان همه ادیان آرزوی صلح و سعادت میکنند و تمام تلاش خود را نیز برای تحقق آن بکار میگیرند و مقدسات اسلامی برای ایشان نیز مقدس است. پس اگر به دنبال دشمن هستید در جای دیگری جستجو نمائید زیرا ما جز محبت سلاح دیگری نداریم
تجدید شدن ادیان نیز یک سنت الهی است و همانگونه که مسیحیت نیاز به اپ دیت داشت اسلام هم دارد
یک مقاله کوتاه برایتان ارسال مینمایم شاید به ابهام شما در خصوص نیاز به تجدید ادیان پاسخ دهد. نظر خود را پس از مطالعه آن برایم بنویسید
در پناه حق باشید


به سوال من چرا جواب نمیدهید؟البته چون جوابی ندارید که بدید
من گفتم اسلام مگه برنامه کامپیتریه که نیاز به اپدیت یا به روز رسانی داشته باشه
خدا لعنت کنه انگلیس را که برایه از بین بردن اسلام فرقه های مختلف را به وجود اورد برای ریشه کنی شیعه وهابی هارو و برای از بین بردن و ریشه کنی کل اسلام بهاییت رو بوجود اورد 
یک اسلام سکولار و منطبق با خاسته های امریکا و امپریالیسم اسلام امریکایی اسلامی منهت و سقوط کرده است  برادر گرامی شما در سایت خود در بعضی جاها بهاالله را پیامبر و گاهی امام و گاهی هم بیش ازان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مهرفی میکنید همه ما در محضر اللهی  حاضر و جواب گوی اعمال خود خوا هیم بود 
چرا  با اعمالتان تیشه به ریشه اسلام میزنید
در ضمن من  از خودم نمیگم که بهاالله ادعاهای مختلفی کرده تاریخ اینومیگه مکر ادعای پیامبری نداشت پیامبر بی معجزه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

 
دوست عزیز
 مقالۀ خاتمیت  که برایتان فرستادم حاوی پاسخ به این سؤال شما نیز بود اگر زحمت مطالعه آنرا بکشید میتوانیم در مورد ابهامات باقی مانده صحبت کنیم
 متأسفانه باورهای شما حاصل القائات دیگران است و در مطالعه مطالب نیز دقت و حوصلۀ لازم برای یک جستجوگر حقیقت را بخرج نمی دهید . آیا اگر کسی بخواهد در مورد اسلام تحقیق کند از ردیه های ضد اسلام اطلاعات خود را کسب میکند؟ حضرت بهاءالله همواره خود را پیامبر الهی معرفی نموده اند و این توهمات بی اساس که میفرمائید تاریخ نیست بلکه مهملات ردیه نویسان بی انصاف است . اگر در منبعی از حضرت بهاءأالله ادعای امامت یافتید میتوانید گمان کنید که بقیه اتهاماتتان نیز صادق است و حتما سند این مطلب را برای ما هم بفرستید. در خصوص معجزه نیز گرچه بسیار بیش از آنچه در اسلام اتفاق افتاده از ایشان ظاهر شده ، هیچگاه آنرا دلیل حقانیت قرار نداده اند زیرا معجزه از نوعی که مد نظر شماست  فقط برای شاهدان عینی حجت است و برای دیگران افسانه ای بیش نیست. و فراتر از آن اینکه از علماء شما خواستند که بر روی یک معجزه توافق کنند و اگر انجام شد دست از مخالفت بردارند اما حضرات علما از ترس اینکه مبادا سحری در کار باشد از این کار سر باز زدند
اینکه گمان میکنید انگلیس برای تفرقه در اسلام بهائیت را بوجود آورد بر چه استنادی بنا شده؟ مگر فرفه های مختلف در اسلام کم بود که اضافه شدن یکی دیگر برای نابودی آن ضروری باشد.  این قبیل اتهامات را در مورد حضرت محمد هم میگفتند که دست نشانده دولت روم برای نابود کردن تمدن ایران بوده اند، علی الخصوص که حمایت علنی خود را ازامپراتوری روم در سورۀ روم ابراز داشته اند . اگر هر حرف بی سند دشمنان پرکین و متعصبین نادان را باور نمائید هیچگاه به حقیقت نخواهید رسید. بجای اینکه کلمات متعصبانۀ قدرتمداران زاهد نما را در ذهن خود تکرار کنید با آزادگی و بدون پیشداوری ، با دقت و سند صحیح تحقیق کنید  تا بتوانید به صراط مستقیمی که در هر نماز از خدا میخواهید به آن هدایت شوید راه یابید

 
inharo bara motalee baraton mifrestam barferefte az saite aftabe ke on ham bargrefte az tarikhiye ke shoma ono enkar mikonid
عرب تایمز با اشاره به این که نماز بهاییها 9 رکعت است، می افزاید: این فرقه، امتداد طبیعی فرقه «بابیت» به شمار می آید که در سال 1260 هجری قمری زیر نظر استعمار شوروی و یهودیان بین المللی با هدف فاسدسازی عقاید اسلامی و تفرقه در میان مسلمانان و نیز بازداشتن آنها از مسائل اساسی گسترش یافت.
این گزارش می افزاید: گردهمایی بزرگ بهاییها در سال 1968 میلادی همزمان با تأسیس رژیم صهیونیستی در قدس اشغالی برگزار شد که در آن، بر ارتباط مستحکم فرقه بهاییت و صهیونیسم تأکید شد و در اختتامیه آن نیز اعلام شد که صهیونیسم و بهاییت، مکمل یکدیگرند و در بیشتر نقاط، اشتراک دارند.
inharo chi migi albate ke enkar mikonid
dar zemn shoma haj ro bardashtin va be jash bala raftan az 1300 pele ro mogadas jelve dadin
بهائیت انشعابی از بابیگری است و بابیت انشعابی از شیخیگری است. در اوائل قرن نوزدهم شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی، مدعی رابطه مستقیم با امام زمان (عج ) شدند و خود را واسطه میان مردم مسلمان و آن حضرت معرفی کردند از همین جا راه و رسم شیخی پدید آمد و جمعی از افراد ساده لوح و گروهی از فرصت طلب ها به آن گرایش پیدا کردند. شیخ ملاحسین بشرویه , پس از سید کاظم رشتی، رهبری فرقه را به عهده می گیرد و در سفری به شیراز با سید علی محمد شیرازی (محمد باب ) ملاقات نموده و مرید و سرسپرده او می شود. محمد باب بعد از ادعای بابیت امام زمان (عج ), ادعا می کند که خود امام زمان است و کار را تا ادعای نبوت پیش می برد و بعد از محاکمه و زندان در تبریز اعدام می شود. بعد از اعدام سید باب عده ای از فریب خوردگان و به تشویق و تحریک فرصت طلبان و توطئه استعمار, عده ای به میرزا یحیی نوری (صبح ازل ) و عده ای دیگر به میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله ) گرویدند. بهاء خود را پیامبر نامید و از همین جا فرقه بهایی پدید آمد.
میرزا حسینعلی نوری و میرزا یحیی نوری دو فرزند میرزا عباس بودند که در شهر نور مازندران زندگی می کرد. ((بهاء)) همراه با برادرش در تهران پرورش یافت و مقدمات علوم را آموخت . بهاء و برادرش در ابتدا متمایل به تصوف شدند و به مسلک درویش ها درآمدند. سپس به باب گراییدند. این دو برادر ضمن ملاقات با علی محمد باب , تصمیم گرفتند که از طریق تلاش در راه بابیت به آب و نان و مقامی برسند, لذا بهاء و صبح ازل در تهران کار تبلیغات بابیت را آغاز می کنند آنگاه به مازندران و جاهای دیگر رفتند و همه جا گرد و غبار و فتنه را برمی انگیختند و باب هم به هنگام مرگ وصیتنامه ای نوشت و صبح ازل را جانشین خود کرد و بهاء را به محافظت او گماشت.
عقاید بهاییت :
به چند مورد از عقاید آنها اشاره می شود.
1- این فرقه می گوید, سید علی محمد باب امام زمان است که ظهور کرده و با ظهور او اسلام پایان گرفته و اینک دین جدید ظهور کرده و مردم باید همگی بهایی شوند, (شخصیت و اندیشه های کاشف الغطاء کتاب (الایات البینات ) به کوشش دکتر احمد بهشتی , ص 109, کانون نشر اندیشه اسلامی )
2- پنهان کردن دینشان را ضروری می دانند به اصطلاح قائل به تقیه هستند.
3- روزه نوزده روز است قبل از عید شروع و به عید نوروز ختم می شود.
4- نماز جماعت باطل است مگر در نماز میت .
5- قبله آنها مرقد بهاءالله است در عکا.
6- حج برای مردان واجب است و بر زنان واجب نیست , آن هم (حج ) در خانه ای است که بهاء در آن اقامت داشته , یا در خانه ای که سید علی محمد باب در شیراز در آن سکنی داشته است به جا آورده می شود.
7- اعیاد پنجگانه دارند: - عید ولادت باب , اول محرم . - عید ولایت بهاء دوم محرم . - عید اعلان دعوت باب , پنجم جمادی . - عید نوروز, (المدخل الی دراسه الادیان والمذاهب , العمید عبدالرزاق محمد اسود, ج 3, صص 311 - 308, انتشارات الدار العربیه للموسوعات ).
8- نماز پنج تکبیر دارد ودر دو وقت خوانده می شود یکی هنگام تولد و یکی هم هنگام مرگ . و مطهرات پنج تا است : آب , هوا, آتش , خاک , بیان . همه چیز نجس است مگر آنچه آیه (الله اطهر) بر آن خوانده شود و عبادتگاه ها طبق وصیت بهاء باید از نه کناره و یک گنبد تشکیل بشود و این عبادتگاه ها در فرانکفورت در آلمان و سیدنی در استرالیا و کامپالا در اوگاندا, لیمیت در شیکاگو و پاناما سیتی در پاناما و دهلی نو در هندوستان است , (شخصیت و اندیشه های کاشف الغطاء، ص 111 و 139, دکتر احمد بهشتی ).
فرقه های بابیه و بهائیه :
بعد از اعدام سید علی محمد باب بابیت به سه فرقه تقسیم شد و بعد از مرگ بهاءالله نزاعی که بین دو برادر عباس افندی و محمد علی به وجود آمد دو فرقه دیگر اضافه شد, مجموعا" پنج فرقه شدند.
1- ازلیه (به رهبری میرزا یحیی نوری , صبح ازل ) 2
- بهائیه (به رهبری میرزا حسین علی , بهاءالله )
3- بابیه خالص (فقط رهبری سید علی محمد را قبول دارند)
4- بابیه بهائیه عباسیه (رهبری عبدالبهاء عباس افندی )
5- ناقضون (اتباع میرزا محمد علی برادر عبدالبهاء), (المدخل الی دراسه الادیان والمذاهب , ج 3, ص 312, العمید عبدالرزاق محمد اسود).
کتاب های بهائی ها عبارتند:
1- الاتقان ;
2- اشراقات والبشارات والطرزات ;
3- مجموعه الواح مبارکه , که وصایایی بهاء به پسران خود می باشد ;
4- کتاب شیخ ;
5- الدرر البهیه ;
6- الحج البهیه ;
7- الفرائد ;
8- فصل الخطاب .
این کتابها را به بهاء نسبت داده اند ولی در حقیقت او ننوشته است بلکه پیروان بهاء اینها را نوشته و به او نسبت داده اند, (المدخل الی دراسه الادیان والمذاهب , ص 311 و 312).
در کتاب شخصیت و اندیشه های کاشف الغطاء نیز از سه کتاب دیگر اسم آورده است . 1- هفت وادی , 2- هیکل , 3- اقدس.
ajbate shoma hameie inharo rad mikoni ta onja ke man tahgig kardam dar  maktabe shoma harkas az rah reside tagirati dade va in ke man migam بهااللهshoma edea haye bish az peigambari dare ine ke shoma dar namazeton!!!!!!!!!!!!!!! ro be gabre on namaz mikhonid dar zemn to khatamiat shoma migi hazarate mohammad ke dorod khoda bar oo va ahle baite o khatme peiambarane vali badan radesh mikoni aslan ba agl jor dar nemiyad dar zemn man dige nemikham edame bedam bahsamro ba shoma chon mitarsam be mogadasatam tohin beshe vali agel bashin ke dar dame che kasi gir kardin khoda in ingiliso lanat kone
 
دوست عزیز
برای تحقیق در مورد هر عقیده ای باید به منابع مورد قبول پیروان همان اعتقاد رجوع کنید ، نه به سخنان بغض آلود دشمنان آن
در همین چند چند عبارتی که نقل کرده اید دهها اشتباه فاحش وجود دارد که با کمی دقت خودتان نیز به آن پی خواهید برد
مثلا پس از تهمتهای معمول و افترائات بی اساس عنوان شده که بهائیان همزمان با تشکیل دولت اسرائیل در سال   1968 گرد همائی داشته اند
اولا دولت اسرائیل سالها قبل از این تاریخ تأسیس گردید و در سال  1967  طی جنگ شش روزه بیشترین سرزمینها ی اعراب به اشغال خود در آورد  معلوم نیست ذکر این تاریخ  بی ربط به چه دلیل شده.  اما نمایندگان  بهائیان از سال 1963 که بیت العدل اعظم ( مرکز جهانی بهائی ) تاسیس شد هر پنج سال به جهت انتخاب اعضاء بیت العدل جدید گرد هم می ایند  و سال 1968 هم یکی از این سالها بوده . این موضوع نه ربطی به دولت اسرائیل و نه ارتباطی به حمایت از صهیونیسم دارد
ثانیا بیش از چهار صد نفر از پیروان حضرت باب که در راه او شهید شدند از قبیل وحید دارابی و حجت زنجانی،  علماء صاحب نام و دارای مریدان بسیار بوده اند که شرح حالشان را در همین سایت خواهید یافت، نه بقول نویسندۀ مغرض، عده ای ساده لوح و بیسواد 
درست مانند همین سخن را از زبان کفار در قرآن خواهید یافت هود 27
فقال الملاء الذین کفروا من قومه ما نراک الا بشر مثلنا و ما نراک اتبعک الا الذین هم اراذلنا بادی الرأی و ما نری لکم علینا من فضل بل نظنکم کاذبین
کافران قوم گفتند ما تورا غیر از بشری مثل خود نمیبینیم و نمیبینیم که غیر از مردمان فرومایه و ساده لوح از تو تبعیت نمایند و هیچ برتری در تو نسبت به خودمان نمییابیم بلکه بگمان ما تو دروغگو هستی 
ثالثا حضرت بهاءالله همانگونه که در متن خواندید فرزند میرزا عباس نوری خطاطی مشهور و از وزراء دربار فتحعلی شاه بوده اند و دارای ثروت و املاک بی حد و حساب. حضرت بهاءالله بواسطه بزرگ منشی پیشنهاد در بار قاجار را برای احراز مقامات دولتی نپذیرفتند اما نویسنده بی انصاف در نهایت وقاحت میگوید ایشان برای رسیدن به نان و آب و مقام بدنبال تبلیغ مسلک باب رفتند  حال آنکه میدانید حضرت بهاءالله به سبب دینشان همه دارائی و املاکشان را از دست دادند و پس از شکنجه در سیاه چال تهران به تبعیدهای مکرر فرستاده شدند و عاقبت به سرزمین فلسطین تبعید گردیدند که بهانه نویسندگان ردیه ها برای وابستگی به اسرائیل گردیده
رابعا حضرت بهاءالله هیچگاه ملاقاتی با حضرت باب نداشته اند
خامسا تقیه و کتمان عقیده از اصول شیعه است و در دیانت بهائی ممنوع است و هزاران نفری که به سبب اعتقادشان کشته شدند هریک عقیده شان را کتمان میکردند از مرگ نجات می یافتند وشما حتی در شرایط امروز نیز شاهدید که چه محرومیتها و فشارهائی بر بهائیان وارد می آید و ایشان حاضر به کتمان اعتقاد خود نیستند   
و دهها غلط و تحریف حقیقت دیگر که بازگوئی یک یک آنها ازحوصله این نامه خارج است 
جالب اینجاست که حتی آثار حضرت بهاءالله را به پیروانشان نسبت میدهند . نمیدانم که عقل ایشان با چه توجیهی میپذیرد که کسی بعنوان پیامبر برای او کتاب بنویسد ولی باز هم خود را پیرو او بداند و جالب تر اینکه دقیقا همین اتهام را کفار به حضرت محمد میزدند که کتاب تورا سلمان فارسی برایت مینویسد  نحل 103
ولقد نعلم انهم یقولون انما یعلمه بشر لسان الذی یلحدون الیه اعجمی و هذا لسان عربی مبین
---------------------
در مورد تغییر قبله نیز پیامبران حق دارند هر نقطه ای را بخواهند به امر خدا تعیین کنند مگر حضرت محمد چنین نکرد و قبله را از بیت المقدس به مکه تغییر نداد؟
--------------------
بدانید که چون تعالیم الهی در دیانت بهائی همگی مکتوب و منصوص بقلم شارع امر است هیچکس نمیتواند از راه برسد و آنرا تغییر دهد
--------------------
لطفا مقاله خاتمیت را کامل و با دقت و همراه با پاورقی های آن بخوانید تا ابهامتان رفع گردد
--------------------
ما هیچگاه به مقدسات شما توهین نخواهیم کرد زیرا برای ما هم مقدسند ولی اگر بدنبال حقیقت نیستید و به آنچه گمان میکنید راضی هستید،  به بیان قرآن الناس بما عندهم یفرحون، ما نیز بیش از این ذهن شما را آشفته نمی سازیم و فرحتان را بر هم نمی زنیم تنها برایتان دعا میکنیم و امیدواریم که روزی قلبتان به نور هدایت الهی روشن گردد 

 
برادر گرامی من هم برای شما ارزوی توفیق دارم امید وارم خداوند شما را هم به راه راست هدایت نماید
اگر گفتم میترسم  به دینم توهین شود برای این بود که در خاتمییت به ایات شریفه قران بی معنی و بی ربط گفته شد
سوالهای من را چرا بی جواب میگزارید؟
1:چرا به طرف قبر یک انسان نماز میخانید
2:چرا نماز جماعت را باطل میدانید
3:بالا رفتن از چند پله و طواف یک انسان چه معنی دارد     ما مسلمانان خانه خدا را طواف میکنیم شما قبر یک انسان را
4:چرا کسی که ادعای پیامبری دارد به مکتب میرفته و درس میخانده تمامی پیامبران   دارای دانش خدا دادی بودند
5:رابطه شما و صهیونیسم برای همه اشکار است و اگر شما  در جهت منافع انها نبودید به شما جا و مکان نمیدادند
6:معجزات پیامبران اشکار و روشن است مثل دو نیم کردن ماه با اشاره شمشیر حضرت محمد خاتم النبیین (ع)   معجزه او چه بوده اگر معجزهای داشته اند
7:چرا مدعی این هستید که اسلام به قول معروف ورزن جدید ان هستید چه چیز اسلام با دنیای مدرن نمیخاند   علمی بودن اسلام برای همه ثابت شده بعضی از علمهای اسلام هم هنوز کشف نشده  چون از حوصله این نامه خارج است نامنمیبرم ولی اگر خاستید برایتان مینویسم
از احکام خود برای من ارسال کنید  چون میخاهم انهارا مطالعه کنم
با ارزوی ظهور امام زمان تا دنیا را نجات دهد

 
دوست ارجمند از دعای خیر شما متشکرم و سعی میکنم تا آنجا که میدانم به سؤالات شما پاسخ دهم . شما نیز سعی کنید بدور از تعصب و پیشداوری مطالبی که عرض میگردد مطالعه نمائید
لطفا قسمتهائی را که در مقاله خاتمیت به فرموده شما بی ربط و بی معنی  نوشته شده مشخص فرمائید . تا آنجا که من دیده ام کمتر جمله ای در این مقاله آمده که مستند به منبع موثقی نباشد و اما پاسخ سؤالات شما
بنظر شما چه چیزی در این جهان مقدس تر از وجودی است که محل نزول وحی الهی و حامل مقربترین بنده الهی بوده ؟ آیا تقدس کعبه به سبب چیزی غیر از انتساب آن به ابراهیم پیامبر الهی است؟ آیا خود ابراهیم مقدس تر از خشت وگلی که او بر روی هم نهاد نبوده است؟
آیا اراضی مقدسه را به سبب چیزی غیر از ظهور پیامبران در آن مقدس میدانند ؟ آیا کوه طور به این سبب که کلام الهی از شعلۀ درختی ظاهر شد   مقدس نگردید ؟ آیا اگرقلب انسان که بمراتب از درخت شریف تر است، محل ظهور کلمات خداوند باشد به همان اندازه مقدس نیست؟ چه چیز مقدسی در مسجد الاقصی بود که سالها قبل از معراج قبله اول مسلمین گردید؟
اگر کمی به این سؤالات بیاندیشید از اینکه مظهر ظهور الهی وجود خود را مرکز توجه مومنین قرار دهد تعجب نخواهید کرد و همین موارد را در مورد حج نیز تطبیق دهید و بگوئید چه چیز مقدس تری در کعبه وجود دارد که آنرا از سایر بنا ها ممتاز میسازد ؟
علت نسخ شدن حکم نماز جماعت یکی این است که هیچ انسانی محل اقتداء مؤمنین در نماز نگردد و هر کسی در تنهائی خویش با نهایت توجه و آرامش بسوی خداوند نیایش کند زیرا هر کسی خود مسؤل اعتلای روحانی خویش و بیان راز و نیاز قلبی خود با خداوند است و نباید این امر مهم را به شخص دیگری تفویض نمود . دیگر اینکه در پیشگاه خداوند همه برابر باشند و پیش نماز  و صاحب امتیازی تعیین نگردد. البته در دوران گذشته به سبب عدم امکان آموزش همگان لزوم این نوع نماز کاملا محسوس بود زیرا در خلال آن آموزش آداب و شیوه ها نیز صورت میگرفت و حتی اگر کسی نمی توانست کلمات را ادا کند از انجام این فریضه محروم نمیماند. اما امروز خوشبختانه امکان آموزش آنقدر وسیع گردیده که نیازی به بکار گیری آن روش نیست . در هر صورت هر نحوه نیایشی که پیامبر الهی توصیه نماید همان صحیح است و درستی یا نادرستی آن از مرجعی غیر از کلام الهی تعیین نمیگردد. همانگونه که این شیوه نیایش مرسوم نبود و حضرت محمد انجام آن را در دوره خود به صلاح دانستند به همین سیاق تغییر آن به سبب عدم ضرورت از جانب خداوند امری طبیعی است
حضرت باب و حضرت بهاءالله هیچکدام به مدارس علمیه آن زمان وارد نگشتند. حضرت باب در حد ی بسیار کم در سنین کودکی آموزش خواندن و نوشتن دیدند و دریای علمی که از ایشان ظاهر گردید به مدد علم لدنی الهی بود و هیچ تناسبی با آن آموزش دوران کودکی نداشت و حتی معلم حضرت باب در کودکی به دائی حضرت که سرپرستشان بود گفتند این کودک را به مکتب نیاور زیرا نیازی به آموزش من ندارد و جالب اینجاست که همین معلم که شیخ عابد نام داشت به حضرت باب ایمان آورد . اما توجه به نکته ای ضروری است و آن اینکه اگر حضرت محمد به حکمت بالغه الهیه از آموزش سواد در دوران کودکی محروم ماندند لزوما نبایستی همه پیامبران چنین باشند کما اینکه قبل از ایشان هم نبوده اند واگر حضرت محمد امی بودن خویش را به عنوان حجت ذکر کرده اند به سبب خارق العاده بودن خلق اثری چون قرآن از شخص به ظاهر بیسواد است و نه اینکه اصولا نشان پیامبری سواد نداشتن باشد
اینکه میفرمائید رابطه شما با صهیونیزم بر همگان آشکار است ، باید گفت که چنین امری تنها در کتب ردیه و در نظر دشمنان کینه توز و بی انصاف آشکار است و در جای دیگری چنین موضوعی مورد قبول نیست. قبلا خدمتتان عرض گردید که حضرت بهاءالله حدود یک قرن قبل از تاسیس دولت اسرائیل به آنجا تبعید گشتند و بهائیان بسیار قبل ازصهیونیستها ساکن اراضی مقدسه بودند بنابر این آنها به ما جا ندادند بلکه آنجا بسیار قبل از این مرکز دیانت بهائی بود. ولی برای اینکه گمان نکنید ما منکر بدیهیات هستیم به حضورتان عرض میگردد بهائیان در هر کشوری ساکن باشند موظفند نسبت با حکومت آن کشور در نهایت صداقت و شرافت رفتار نمایند و هیچگونه خیانتی نسبت به حکومت یک کشور، ولو اینکه نسبت به بهائیان سختگیر و بی مهر باشد با اصول دیانت بهائی سازگار نیست. بنابر این دولت اسرائیل این اطمینان را دارد که خطر و احتمال خیانتی از جانب بهائیان نسبت به آن دولت وجود ندارد . پس بدون اینکه بهائیان سیاستها و روشهای تعامل دولت اسرائیل با مسلمانان را تآئید نمایند بنوعی در آنجا حضور دارند که مورد اعتمادند. اگر این شیوه همزیستی مورد تأیید  همفکران شما نیست دلیل بر وابستگی بهائیان به اسرائیل هم نیست.بهائیان درنظر بسیاری دولتها، شریف ترین، خیرخواه ترین وقابل اعتماد ترین گروه اجتماعیند  و برخی دولتها حتی برنامه ریزیهای آموزشی کودکان خود را به جامعه بهائی واگذار کرده اند در ایران نیز هر گاه مجالی در بین امواج تعصب دست داده بهائیان بنیان توسعه و اصلاح اجتماع را نهاده اند ، اولین مدارس آموزش دختران اولین حمامهای بهداشتی در بسیاری نقاط ایران و اولین مهاجرت پزشکان و معلمان به مناطق محروم و عقب مانده  واولین تدوینها ی دستگاهها و ردیفهای موسیقی ایرانی و بسیار اصلاحات اقتصادی و اجتماعی دیگر در ایران به همت بهائیان صورت گرفته . پس بدانید بهائیان در هر مملکتی که عقل و انصاف حکمفرما باشد مورد احترامند و این احترام دلیل وابستگی آنها به حکومتها نیست
حضرت محمد هیچگاه ادعای داشتن معجزه ای غیر از قرآن نداشته اند و این موضوع به صراحت ازخلال بسیاری از آیات قرآن پیداست  در جواب کسانی که از ایشان معجزه میخواستند فرمودند من بشری مثل شما هستم   در پاسخ آنان که میگفتند معجزه پیامبرا ن پیشین را ظاهر نما فرمودند به قول شما پیامبرانی با آنچه میگوئید ظاهر شدند پس چرا ایشان را کشتید و در هیچ جای قرآن نفرمودند من این معجزه را که خواستید ظاهر کردم پس به من ایمان آورید
صحبت از شق القمر نیز در دنیای امروز شایسته نیست شما میدانید فاصله ماه  تا زمین یکصد و پنجاه هزار کیلومتر است و حجم ماه تقریبا یک ششم زمین است و اگر اندکی ماه از مدار خود خارج شود، اب دریا ها همه شهرها را فرو خواهد برد و کما اینکه جزر و مدها در اثر جاذبه ماه رخ میدهند.  این نوع داستانها مربوط به زمانی است که بشر گمان میکرد ماه ازجنس پنیر است و آنقدر کوچک است که میتوان انرا در دست گرفت و از آستین عبور داد  یا اینکه آنقدر نزدیک است که با یک جهش و شمشیری که کمی بلند باشد میتوان آنرا قطعه قطعه کرد .آیا شما میتوانید یک شمشیر 150000 کیلومتری را تصور کنید ؟؟!! از اینها گذشته هر نوع معجزه ای حتی اگر معقول هم باشد فقط برای شاهدان عینی حجت است و برای دیگران افسانه ای غیر قابل اعتماد است. فرض بفرمائید بنده به شما بگویم حضرت بهاءالله به اشاره انگشت، خورشید را به چهار قسمت کردند و هر قسمت آنرا هم به یک جهت جهان پرتاب کردند و بعد قطعات آنرا در مشت خود گرفتند و به هم چسباندند و به آسمان پرتاب کردند عده زیادی هم شاهد این ماجرا بودند که همه بهائی شدند و این مطلب در فلان کتاب بهائیان نقل گردیده. آیا این ادعای بنده تفاوتی با آن داستان شق القمر شما دارد و آیا برای شما حجت محسوب میگردد؟
در پاورقی همان مقاله خاتمیت نظر برخی علماء اسلام  در غیر قابل اجرا بودن احکام  شرع  نقل گردیده و از این گذشته حتما با بنده موافقید که نخستین کارکرد دین در عرصه فردی ایجاد احساس سعادت حقیقی و آرامش درونی و در عر صه اجتماعی ایجاد اتحاد و محبت است  منصفانه به جوامع اطراف خود نظر کنید آیا در جوامعی که مصر بر اجرای ظواهر شریعتند اثری از شادابی، احساس سعادت و ارامش در درون شهروندان میبینید و آیا اتحاد و محبت را در روابط اجتماعی مشاهده میکنید ؟ پس بدانید که آن دارو اثر بخشی خود را از دست داده و درد امروز درمانی دیگر میخواهد
مقاله ای تحت عنوان کیش یزدان برایتان ارسال میکنم  لطفا پس از مطالعه دقیق نظرتان را برایم بنویسید
موفق باشید

دوست گرامی
امیدوارم که کوشش شما در یافتن نور حقیقت قرین توفیق باشد
مدتی است که از موهبت دریافت نامه های شما محرومیم ان شاءالله که پاسخهای ما اسباب رنجش شما را فراهم نیاورده باشد و مطلبی را حمل بر توهین ننموده باشید
اگر تمایل دارید ما را هم در جریان دریافت هایتان  از مطالعه آثار بهائی از منابع اصلی قرار دهید و چنانچه در این مطالعه نیاز به کمک یا راهنمائی دارید با ما مطرح فرمائید
مؤید و موفق باشید

دوست گرامی با عرض سلام
من هم برای شما ارزوی توفیق برای یافتن راه راست و حقیقی را از خدا خواستارم من از شما سوالاتی پرسیدم و چون جوابی دریافت نکردم گفتم شاید دوست!!!!!!! ندارید به انها جواب دهید
به همین خاطر دیگرنامه ای نفرستادم در ضمن من مقاله خاتمیت که شما ارسال کرده بودید را با دقت خواندم ولی متوجه تناقضات زیادی شدم که ناشی از برداشت اشتبا ه شما و درست معنی نکردن ویا معنی کردن ان طور که معنی کننده دوست دارد باشد شدم
زمانی که پیامبر اسلام اسلام را اورد و به دنیا معرفی کرد  صراحتن اعلام کرد که این دین اخرین دین و من اخرین پیامبرهستم و من چون پیامبرم این چنین صراحتن گفته  در موجودیت و ادعای دیگر کسان شک و انها را رد میکنم و خواهم کرد
راستی چرا در ایین شما این قدر تغییر زیاد است و اکثرا قوانیین تغییر میابد
اگر شد  برایم احکام خود را ارسال کنیید
مایل به مطالعه اتها هستم
به امید ظهور اخرین منجی خداوند تا جهان را به واسطه او از ظلمت و تاریکی رهایی ببخشد  

 


دوست عزیز 
با سلام و درود برشما
از آرزوی خیر شما ممنونم و آنرا برای همه بشریت خواهانم 
متأسفانه من متوجه سؤالی که بی جواب مانده باشد نشدم. مطمئن باشید هیچ سؤالی نیست که نخواهم به آن پاسخ دهم و اگر قصدی غیر از کشف حقیقت در میان بود این مکاتبات ضرورت نداشت
در مورد مقاله خاتمیت لطفا مواردی را که به نظرتان متناقض یا ناصحیح می اید مشخص فرمائید تا اگر لازم باشد اصلاح گردد در مورد معانی آیات احتمالا شما با زبان عربی اشنائی دارید ومیدانید که لغات عربی به سبب وسعت معنا قابل ترجمه به صورتهای متفاوتی هستند . اگر شما چند قران متفاوت را در کنار هم بگذاربید خواهید دید که ترجمه ها متفاوت و بعضا متناقضند . فی المثل اگر ترجمه آیه " هل ینظرون الا ان یأتیهم الله فی ظلل من الغمام" بقره 210 را بخوانید خواهید دید که نیمی از ترجمه ها چون معنای درست را درک نکرده اند لغت الا را حذف نموده اند که معنائی کاملا متضاد میدهد یعنی بجای اینکه بگویند آیا غیر از این انتظار دارند که خدا در سایه های ابر بیاید ، نوشته اند آیا انتظار دارند که خداوند در سایه های ابر بیاید؟
پس اگر تفاوتی بین ترجمه های ما و بعضی ترجمه های قرآن دیدید به کتاب لغت رجوع کنید و ببینید که کدام صحیح تر است و آنگاه اگر مایل بودید ما را هم راهنمائی فرمائید تا معانی را اصلاح کنیم
در مورد صراحت بیان پیامبر که مورد تکیه شماست تمامی مقاله در این جهت نوشته شده که برداشت رایج از این کلام پیامبر صحیح نیست چون خود در بسیاری آیات دیگر کاملا خلاف این معنا را ذکر فرموده اند بنابراین شما نیز با چنین اطمینانی بر برداشت خود تکیه نکنید مبادا که به اشتباهی جزئی از شناخت حقیقتی کلی محروم مانید
مصداق بیان شما را در مورد تغییرات زیاد در قوانین بهائی نیافتم اگر منظورتان تفاوت احکام در شریعت حضرت باب و حضرت بهاءالله است این بواسطه آن است که این دو هریک رسالتی متفاوت داشتند و دو شریعت کاملا مجزا هستند ولی تغییر احکام در دیانت بهائی مصادیقش بسیار کمتر از اسلام است که مثلا در حرام نمودن شرب مسکرات در چند مرحله احکام متفاوتی ذکر فرمودند یا درمورد قبله مدتی به سمت بیت المقدس و بعد به سمت کعبه نماز گزارده شد وبسیار احکام دیگر که با تغییر شرایط از مکه به مدینه تغییر یافتند اصولا آیاتی  از قرآن جنبه ناسخ و منسوخ دارند و با وجودی که هردو در کتاب هستند یکی ناسخ و دیگری منسوخ است
مقاله کیش یزدان را برایتان میفرستم که معرفی کلیاتی از تعالیم بهائی است 
امیدوارم که به رفع ابهامات شما کمک نماید
هرگاه احساس کردید سؤالی بی پاسخ مانده حتما به بنده یادآور شوید
مؤید باشید 

 

سلام
راستی دستگیری 7 نفر از ÷یروان شما  به خاطر عملیات تروریستی در شیراز رو شنیدید
نظر شما جیه
دوست عزیز سلام
از اینکه مجددا با ما مکاتبه نمودید خوشحالیم
نظر خودتان با توجه به شناختی که تاکنون از ما و اعتقاداتمان بدست آورده اید چیست؟
آیا شما ما را جاسوس اسرائیل و دشمن مردم ایران و اسلام میدانید
آیا معتقدین به دیانت بهائی را سزاوار آزار و حبس می شمارید
ما از بدو ظهور با شنیدن تهمت و افترا و آزار و قتل و غارت روبرو بوده ایم و  این حادثه برایمان اتفاق عجیبی نیست
خوشبختانه امکانات ارتباطی دنیای جدید  باعث میشود خودکامگان نتوانند بی سر و صدا به هر جنایتی دست برند و بر قربانیان برچسب اتهامات ناروا بزنند
در سالهای اولیه انقلاب صدها نفر از بهائیان تحت شکنجه های وحشیانه قرار گرفتند و به خاطر اعتقادشان به قتل رسیدند و هزاران نفر با مصادره اموال اخراج از کار، قطع حقوق بازنشستگی و محرومیت از تحصیل در دانشگاه و بسیار فشارهای دیگر مواجه گشتند و حاضر نشدند دست از اعتقادشان بردارند کافی بود تنها کلمه ای در نفی اعتقادشان برزبان آورند تا از مرگ نجات یابند ولی فدای جان در راه محبوب را بر ننگ ذلت زندگی ریاکارانه ترجیح دادند و بر طناب دار بوسه زدند و بسوی معبود شتافتند . در میان ایشان از دختر 16 ساله تا پیر مرد  85 ساله کشاورز به چشم میخوردند  که همگی را بجرم جاسوسی برای اسرائیل به شهادت رساندند . کسی نپرسید کسانی که در روستایشان حتی دسترسی به تلفن نداشتند چگونه و چه اطلاعاتی را به اسرائیل داده بودند که مستوجب مرگ گشتند
حال نیز در رجعتی تأسف بار همان تفکرات متعصبانه حاکم گشته ولی اینبار ملت ایران بسیار بیشتر از قبل بهائیان و حاکمان  را میشناسند و براحتی نمیتوان با شعارهای عوام فریبانه جنایات گذشته را تکرار نمود
به امید روزی که جهالت و تعصب جای خود را به عقلانیت و تفاهم دهد
slam
doste aziz inha ke shoma goftid shayad dorost bashad valibe gable engelab ham eshare konid ke dar mamlekate shiiee  hamekareha aksaran bahaii bodan che hamin bahaii ha dar iran gable engelab che zolmhaii ke in melat kardan man adamiro mishnasham ke kareshro az on gereftan va be yek bahaii dadan ya az gatle mardom tavasote bahaii ha ke bedone mohakeme mimond chon bahaii ha daraye nofoz bodan va az mohakeme shodan ham kisheshon jelogiri mikardan
khob bod ke be inha ham eshare mikoardid
alan vahabi va bahaii ha dar iran hastand shayad hage tahsil ya estekhdam nadashte bashan vali man ke mosalmane shiee hastam mage mitonam estekhdam ya beram daneshgah
sharmande ke fingilish neveshtam

 


دوست گرامی
نمیدانم شما چند سال دارید و آیا ایام قبل از انقلاب را بخاطر می آورید یا خیر
متأسفانه دروغها و تهمتهای ناجوانمردانه ای که به بهائیان نسبت میدهند آنقدر مکرر از بوق های تبلیغاتی پخش میشود و اجازه حتی یک سطر پاسخگوئی سلب گردیده که اگر خود در آن دوران زندگی نمیکردیم باورمان میشد که بهائیان کشور را در دست داشتند
دوست عزیز بخاطر بیاورید که انجمن حجتیه زیر نظر ساواک و با رضایت محمد رضا تأسیس گردید ، فلسفی واعظ  ماهها از رادیو دولتی ایران به فحاشی و دروغ پراکنی علیه بهائیان پرداخت و موجب قتل و غارتهای فراوان در آن دوران گشت واین تنها پیش قسط باجی بود که محمد رضا بابت حمایت روحانیت از کودتای 28 مرداد پرداخت . در دوران هویدا که به دروغ او را بهائی میخوانند استخدام بهائیان در ادارات طبق بخشنامه دولتی ممنوع بود. جنایتکارانی که به تحریک ملایان به قتل و غارت بهائیان مبادرت میکردند از مجازات در امان میماندند و حتی در اقدامی رذیلانه  قتل یک زن و بچه هایش را که توسط ارباب با نفوذ ده که با شاه ارتباط نزدیک داشت کشته شده بود به گردن بهائیانی انداختند که صدها کیلومتر دور از محل قتل زندگی میکردند و بخاطر این امریک بهائی را اعدام و ده نفر را به حبس های بلند مدت فرستادند پزشکی محبوب و دلسوز را در کاشان کشتند و قاتلین با افتخار و بدون ترس از مجازات خود را به کلانتری معرفی کردند و با فشار علماء اعلام ازجمله شخص آقای بروجردی آزاد شدند و دهها عمل مشابه دیگر که اغلب بی مجازات ماندند 
نمیدانم این دروغ که بهائیان از مجازات در امان بودند با چه استنادی  ذکر گردیده ولی مستندات بیشماری در تأیید عکس این مطلب وجود دارد قابل ارائه است
اینکه بهائیان قدرت را در دست دارند دست آویز ملایان برای تحریک مردم علیه شاه بوده و مسائلی مثل حق رای زنان و احتمال حضور اقلیتها در شوراهای ایالتی و ولایتی بر ایشان گران آمده بود و شاه نیز برای رد این اتهام از خود مجوز هرگونه ستمی را بر علیه بهائیان میداد
البته به این سبب که بهائیان از حیث اعتقادی هرگونه توطئه و خیانتی به دولت کشورشان را ممنوع میدانستند و از لحاظ دینی مکلف به تحصیل و کسب کمالات عالیه بودند در دورانی که علماء اسلام دانشگاه را فحشاء می شمردند تعدادی از بهائیان تحصیل کرده توانستند به مناصبی دست پیدا کنند ولی این تعداد به نسبت کل مناصب آنقدر قلیل بود که به حساب نمی آمد و اگر به فرض بعید خطائی هم از یکی از این افراد سر زده باشد مانند خطائی است که ممکن است از یک مسلمان سرزند و دخلی به اعتقاد آنان ندارد
موید باشید

اگه اسرائیل بعد از بهائیت

اگه اسرائیل بعد از بهائیت بوجود امد چرا شما راحت اونجا زندگی میکنید ولی یهودیها با ما مسلمونا دشمنن؟

abha besiar ali enshaallah

abha besiar ali enshaallah movafagh bashid

الله ابهی

الله ابهی خدمت شما و دست اندر کاران این سایت از زحمات شما بسیار متشکرم و انشاء الله خدا به شما و دوستان فعال این سایت توفیق بده.
منم خودم یکی از افراد تازه مقبل در حال تکمیل مطالعات هستم . می خواستم در خواست کنم اگه میشه برای دوستان عزیزمون در مورد دجال توضیح دهید که از کی بوده و چه کرده و همچنین در مورد شیخ احمد نوبختی که در بین شیعیان بیان است که سومین یار امام زمان شون بوده ، برایشان توضیح دهید که کی بوده و در زمان شهادت امام حسن عسکری چه شدند و ای آقایون برای به همراه خواهر امام حسن چه دروغی را برای زنده ماندن اسلام و از بین نبردن اسلام چه کردن . شاید به امید خدا با جواب این دو در خواست حداقل شروع به مطالعه و تحقیق و بررسی کنند .
لطفا برای دوستان مراجع را هم یاد کنید .
متشکرم .
و من الله التوفیق

یک نظر جدید بنویسید:

این فیلد به صورت خصوصی نگهداری می شود و در معرض دید قرار نمی گیرد. چنانچه مایل به دریافت پاسخی از طرف سایت هستید آدرس ایمیل معتبر خود را درج فرمائید
  • آدرسهای صفحات وب و ایمیل ها به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پارگراف ها به صورت اتوماتیک ایجاد می شوند.

اطلاعات بیشتر در مورد فرمت

مترجم سایت

خبرنامه

برای دریافت اخبار و جدیدترین های سایت در اینجا ایمیل خود را ثبت کنید

نوزده هزار لغت

کلمه ای را که به دنبال معنی آن هستید را در اینجا تایپ کنید.

آمار بازدید

بنر سایت

آمار سایت

بازدید مطالب:
11192332
بازدید روزانه مطالب:
25935
محتوای سایت :
1239
نظرات:
3607
اعضای خبرنامه :
8955
Syndicate content
برای این که با ما در ارتباط باشید می توانید با ایمیل سایت مکاتبه کنید و یا در شبکه های اجتماعی که آیکن ها در زیر مشاهده میشود ما را همراهی کنید.
ایمیل روابط عمومی سایت آئین بهائی