سرود - شماره 8
یادته گفتی و گفتم
که چه تنگه قفسامون
توی این تنگی وحشت
چه می گیره نفسامون
تو می خواستی که فنا شی
من می خواستم که رها شم
تو می خواستی که فدا شی
من می خواستم که نباشم
چه غریبونه نگاهت
درو دیوارو نگاه کرد
انگار از تو آسمونا
یه کسی تو رو صدا کرد
تو نگاه تو رضایت
با غروری عاشقونه
شوق پرواز توی چشمات
پنداری میری به خونه
گفتی آروم زیر گوشم
زندگی یه حرف پوچه
چرا موندن و پوسیدن
(آخرش رفتن و کوچه)2
حرف هر دومون یکی بود
تو چه زیبا پر کشیدی
قفسو ساده شکستی
چتر گل به سر کشیدی
حالا حتی آسمونا
وسعتش به زیر پاته
میدونستی پر کشیدن
بهترین راه نجاته
قدرتت به قدر دنیا
قلب تو مثل یه دریا
این حقارت واسه من بس
که تو اونجا و من اینجا
من تو سرداب زمینم
تو به معبودت رسیدی
من توی بهت عمیقم
تو به مقصودت رسیدی
اگه زندونم نباشه
من توی دنیا اسیرم
تو تونستی ، پر کشیدی
من میپوسم و میمیرم
میدونی که تا ابد هم
یادت از دلم نمیره
تو عقاب پر غروری
دل، پرنده ای اسیره
یادته گفتی و گفتم
که چه تنگه قفسامون
توی این تنگی وحشت
چه می گیره نفسامون
- 3924 بازدید
آخرین ها










الله ابهی خسته نباشید از
الله ابهی خسته نباشید از شنیدن این لحن دلنشین و اشعار زیبایی که در این مجموعه قرار دادید روحم شاد شد. ممنون که بصورت MP3 گذاشتید متشکرم و خوشحال که بعد از 4 ساعت این 12 مجموعه مالک رو بدست آوردم ! متشکرم
یک نظر جدید بنویسید: