حضرت عبدالبهاء می فرمایند:
میروم بی دل و بی یار
میروم وز سر حسرت به قفا مینگرم
خبر از پای ندارم که زمین میسپرم
میروم بیدل و بی یار و یقین میدانم
که من بیدل بی یار و نه مرد سفرم
میروم
خاک من زنده به تأثیر هوای لب توست
سازگاری نکند آب و هوای دگرم
چه کنم دست ندارم به گریبان اجل
تا به تن در ز غمت پیرهن جان بدرم
میروم وز سر حسرت به قفا مینگرم
خبر از پای ندارم که زمین میسپرم
میروم بیدل و بی یار و یقین میدانم
که من بیدل بی یار و نه مرد سفرم
میروم
- 5257 بازدید
آخرین ها
برای این که با ما در ارتباط باشید می توانید با ایمیل سایت مکاتبه کنید و یا در شبکه های اجتماعی که آیکن ها در زیر مشاهده میشود ما را همراهی کنید.










یک نظر جدید بنویسید: