یادته گفتی و گفتم

یادته گفتی و گفتم که چه تنگه قفسامون
توی این تنگی و وحشت چه میگیره نفسامون
تو می خواستی که فدا شی من می خواستم که رها شم
تو می خواستی که فنا شی من می خواستم که نباشم
چه غریبونه نگاهت در و دیوار رو نگاه کرد
انگار از تو آسمونها یه کسی تو رو صدا کرد
تو نگاه تو رضایت با غروری عاشقونه
شوق پرواز توی چشمات انگاری می ری به خونه
گفتی آروم زیر گوشم زندگی یه حرف پوچه
چرا ماندن و پوسیدن آخرش رفتن و کوچه
حرف هردومون یکی بود تو چه زیبا پر کشیدی
قفسو ساده شکستی چتر گل به سر کشیدی
حالا حتی آسمونها وسعتش به زیر پاته
می دونستی پر کشیدن بهتـرین راه نجاته
قدرتت به قدر دنیا قلب تو مثل یه دریـا
این حقارت واسه من بس که تو اونجا و من اینجا
من تو سرداب زمینم تو به معبودت رسیـدی
من توی بهت عمیقم تو به مقصودت رسیدی
اگه زندونم نباشه من توی دنیا اسیرم
تو تونستی پر کشیدی من می پوسمو میمیرم

یک نظر جدید بنویسید:

این فیلد به صورت خصوصی نگهداری می شود و در معرض دید قرار نمی گیرد. چنانچه مایل به دریافت پاسخی از طرف سایت هستید آدرس ایمیل معتبر خود را درج فرمائید
  • آدرسهای صفحات وب و ایمیل ها به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پارگراف ها به صورت اتوماتیک ایجاد می شوند.

اطلاعات بیشتر در مورد فرمت

مترجم سایت

خبرنامه

برای دریافت اخبار و جدیدترین های سایت در اینجا ایمیل خود را ثبت کنید

نوزده هزار لغت

کلمه ای را که به دنبال معنی آن هستید را در اینجا تایپ کنید.

آمار بازدید

بنر سایت

آمار سایت

بازدید مطالب:
11191665
بازدید روزانه مطالب:
25268
محتوای سایت :
1239
نظرات:
3607
اعضای خبرنامه :
8955
Syndicate content